احمد ظاهر؛ انکار سکوت و مرگ

صدای او انکار سکوت و مرگ است و انگار زنده. کلام برخاسته از دل یک فرهنگ. استعارۀ شادنشینی و شهدگویی. احمد ظاهر اسطورۀ پویا برای امروز و دیروزمان است. برخورد متفاوت با موسیقی و ترانه، امتیاز غالب صدای او میان صداهایی است که هم‌ارز از دل یک فرهنگ بلند شده‌اند. عشق ورزیدن به هنر، او را تبدیل به استعداد خارق‌العاده کرد. تن او برای موسیقی ساخته شده بود. رمزی که قابلیت کشف شدن را داشت و‌ ظاهر با سخت‌کوشی تمام پیدایش کرد. پیش از اجرای هر ترانه‌ای برای عزیمت هم‌نشنی با شنونده می‌کوشید. برای همین با ما می‌خندد و هرازگاهی در وسط آهنگ شوخ‌طبعی و دل‌زنده‌گی او گل می‌کند. در تنهایی ما حضور شادیانه دارد. در نشست‌های رفیقانه، رفیق‌تر از همه مجلس را گرم می‌کند. فقدان زیستن او را طنین پر کرده‌است. صدای او دیگر ساکت شده؛ اما طنین، صدای پیش از اتفاق سکوت را جادوی جاودانه‌گی بخشیده است. او پیش از معنا فرم است. یک فرم اسطوره‌یی. به قول بارت: اسطوره از معنایی که تغذیه می‌کند، آن‌ها را به اجساد سخن‌گو تبدیل می‌کند. معنی امروز احمدظاهر، آوازخوان نیست؛ بل یک فرم موسیقی-اسطوره‌یی است. صفت اسطوره‌یی احمدظاهر جسد بی‌نفس او را زنده‌گی‌ بخشیده‌است. وقتی معنی توسط اسطوره دزیده می‌شود، نامیرا می‌گردد.
نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن