چرا زنان از رفتن به دفتر کاری‌شان می‌ترسند؟

چند دقیقه قبل از این‌که مینه منگل توسط شلیک گلولۀ دو مرد مسلح در کابل به قتل برسد، او دروازه خانۀ پدر و مادرش را می‌کوبد تا به آن‌ها یادآوری کند که ۱۵ روپیه  از مغازه‌ای که در همسایه‌گی‌شان قرار دارد، بدهکار است و باید بپردازند.

انیسه منگل، مادر مینه به رویترز می‌گوید که مینه هیچ‌گاهی خود را در قبال خانواده و وظیفه‌اش فراموش نکرد  و پس از سال‌ها تلاش و مبارزه توانست که به موفقیت و خوشی دست پیدا کند.

مادر مینه در خانۀ دو طبقه‌یی خود در شرق کابل نشسته بود و چهار طرف او توسط شوهر، چهار دختر، پسر و نوه‌هایش پر شده بود، می‌گوید: «مینه همیشه از حقیقت حمایت می‌کرد… سخت تلاش کرد و از خود یک خبرنگار حرفه‌ای ساخت.»

کسی در پیوند به قضیۀ قتل مینه که در روز روشن اتفاق افتاد، دست‌گیر نشد؛ اما مقامات پولیس می‌گویند که خانوادۀ مینه در این قضیه علیه چهار مرد به شمول شوهر سابق مینه شکایت درج کرده‌اند. فردوس فرامرز، سخن‌گوی پولیس کابل گفته است که این چهار نفر فرار کرده‌اند، اما پولیس تلاش دارد تا آنان را دست‌گیر و روانۀ زندان کند.

مادر مینه به این باور است که فداکاری مینه در قبال خانواده و وظیفه‌اش سبب کشته شدن او گردید. او شوهر سابق مینه را در قضیه مرگ دخترش متهم می‌کند، چون مینه بر خلاف خواست شوهرش وظیفه خود ار ترک نکرد و به ظاهر شدنش در پردۀ تلویزیون ادامه داد.

حملۀ ناجوان‌مردانه به مینه محکومیت‌های گسترده‌ را در پی داشت. جستین تریدو، نخست وزیر کانادا قتل او را وحشیانه خواند و ابراز داشت که قتل مینه شرایط زنده‌گی زنان افغان را نشان می‌دهد. طوری که فعالان می‌گویند؛ زنان افغان هنوز هم از رقم بلند خشونت‌های جنسی و خانواده‌گی و تبیض رنج می‌برند.

زنان تحصیل‌کرده و فعال افغان که در راستای بهبود حقوق خود پس از سرنگونی حاکمیت طالبان در سال ۲۰۰۱ کار کرده‌اند؛ می‌گویند که آنان هنوز هم برای رسیدن به استقلالیت مالی و زنده‌گی دل‌بخواه با خصومت‌های خانواده‌گی و اجتماعی مواجه‌اند.

به‌گونه مثال، در اوایل همین ماه، طالبان بالای کاونتر پارت، یکی از دفاتر ایالات متحد امریکا که فعالیت‌های کمک‌رسانی انجام می‌داد، با استناد به این امر که زنان و مردان با هم در یک دفتر کار می‌کنند و فرهنگ غربی‌ها را ترویج می‌کنند، حملۀ مرگ‌باری را انجام دادند که دست‌کم ۹ نفر را کشتند و ۲۰ نفر دیگر را زخمی کردند.

زن افغانی که نخواست نامی از او برده شود و در دفتر کاونتر پارت بیش‌تر از ۳ سال است که کار می‌کند، چنین می‌گوید: طالبان می‌خواهند زنانی که با مردان یک‌جا کار می‌کنند را بکشند. اگر من بمیرم کسی نخواهد بود که از پدر و مادر و خواهران و برادرانم مواظبت کند.

«اگر من در خانه بمانم، آیا طالبان مصارف خانوادۀ من را خواهند پرداخت؟»

ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان می‌گوید که آن‌ها کاونتر پارت را هدف قرار داده‌بودند؛ چون از سوی ایالات متحد امریکا تمویل می‌شد. زنان می‌توانند درس بخوانند و کار کنند، اما حضورشان با مرد‌ان در یک دفتر سوال برانگیز است و باید مواظب باشیم.

قیمت آزادی

با آن‌که دشواری‌ها هنوز باقی‌ست؛ اما پس از خروج طالبان توسط نیروهای امریکایی از افغانستان، دست‌رسی زنان افغان به خدمات عامه در شهرها به خصوص کابل، جایی ‌که ده‌ها  هزار زن بیرون از خانه کار می‌کنند؛ بهبود پیدا کرده است. اما برای بسیاری، نگرانی‌ها راجع به خطراتی که بیرون از خانه آن‌ها را تهدید می‌کند، بیش‌تر از امینت شخصی‌شان است.

تا اوایل اپریل، هزاران زن افغان که برای دفاتر دولتی کار می‌کردند، از این‌که می‌توانستند کودکان‌شان را به اداره، با خود ببرند، خوش‌حال بودند. وجود مهد کودک در ادارات دولتی به آن‌ها این اطمینان را می‌داد که کودکان‌شان در امنیت و نزدیک‌شان قرار دارند.

کودکستان در ادارات دولتی در اصل در سال ۱۹۴۵ ساخته شد تا زنان به عنوان یک نیروی کار در ادارات تشویق شوند، اما این کودکستان‌ها در زمان طالبان، کسانی که از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ قدرت را در افغانستان در دست داشتند، اجازه نمی‌دادند که زنان به مراکز آموزشی یا وظیفه بروند، یا حتی بدون محرم شرعی و حجاب اجباری برقه از خانه بیرون شوند؛ بسته شدند.

پس از شکست طالبان، این مراکز دوباره فعال شدند و اکنون حکومت بیش‌تر از ۳۷۰ کودکستان، جایی که برای حدود ۱۷۰۰۰ کودک از سن ۳ ماهه‌گی تا پنج ساله‌گی شیر، غذا، تخت‌خواب، اسباب‌بازی و فرصت آموزش مهیا است را اداره می‌کند.

سعدیه صدیقی، مدیر منابع بشری یکی از وزارت‌خانه‌های دولتی می‌گوید: وجود کودکستان در ساحۀ کار برای ما یک نعمت است. من هر دو ساعت بدون هیچ استرسی برای غذا دادن بچه‌ام به کودک‌ستان می‌روم و دوباره سر کار بر می‌گردم.

اما با تغییر وضعیت امنیتی در ماه اپریل، پس از یک انفجار و هجوم افراد مسلح مربوط به گروه اسلامی طالبان بر وزارت ارتباطات در مرکز کابل که در نتیجۀ آن ۱۲ نفر کشته شد، پولیس در حدود ۱۰۰ کودک را همراه با ۲۸۰۰ کارمند این وزارت نجات داد.

تصاویر دل‌خراش تلویزیون از  جیغ و گریه کودکان، معلمان و مادرهایی که برای ساعت‌ها با شلیک گلوله در داخل ساختمان وزارت گیر مانده‌بودند، صد‌ها مادر را وادار کرد که در مورد امینت کودکان‌شان دوباره فکر کنند.

مینه احمدی، کسی که در این وزارت کار می‌کند، می‌گوید که چندین همکارش پس از آن حمله دیگر کودکان‌شان را به کودکستان دفتر نیاوردند و شمار دیگری هم ترجیح دادند که استعفا بدهند.

مینه می‌گوید که او از آمدن به دفتر هراس دارد: «وقتی همکارانم را که در این حمله کشته شده‌اند، به یاد می‌آورم؛ ناراحت می‌شوم. این حمله روی روان کودک من نیز اثر بدی گذاشته است.»

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن