هند پس از خروج شوروی و امریکا از افغانستان

در سال ۱۹۸۹ اتحاد جماهیر شوروی، متحد هند در افغانستان به طور کامل نیروهای خود را از این کشور خارج و هند را در یک موقعیت متزلزل قرار داد. با گذشت ۳۰ سال از آن روی‌داد، هند یک‌بار دیگر در همان موقعیت قرار گرفته‌است. طوری‌ که احتمال خروج مکمل نیروهای ایالات متحد امریکا، کشوریی که زیر چتر امنیت آن، هند تا حد زیادی توانسته بود حضور خود را در افغانستان از طریق سرمایه‌گذاری‌ توسعه‌یی از نو بسازد، این کشور را دوباره به وضعیت مشابه روبه‌رو کرده‌است.

مداخلات شوروی در افغانستان در اوایل سال ۱۹۷۹ هند را در یک موقعیت دشوار قرار داده بود. با آن‌که هند با مداخلات یک کشور ابرقدرت در امور داخلی یک کشور کوچک مستقل مخالف بود؛ اما در محکوم کردن مداخلات شوروی در افغانستان، سیاست نامعلومی را اختیار کرد.

روابط قوی هند با جماهیر شوروی و موقعیت جغرافیای جنگ سرد، جایی که ایالات متحد امریکا در کنار پاکستان- رقیب سیاسی هند- از مقاومت افغانستان‌ حمایت می‌کرد؛ منجر به این شد که هند در جنگ افغانستان در کنار شوروی قرار بگیرد؛ تا جایی‌که در گفت‌وگوهای ملل متحد در جریان یک جلسۀ خاص اضطراری هند از شوروی حمایت کرد.

در اواخر سال ۱۹۸۰ میلادی، زمانی‌که تنش‌ها در افغانستان اوج گرفته بود، هند در پی آن بود که نقش کلیدی را در شکل‌گیری صلح میان احزاب مختلف بازی کند. هند هم‌چنان می‌خواست پروسۀ خروج نیروهای شوروی از افغانستان را تا زمانی‌که این کشور به ثبات کامل برسد، به تعویق بی‌اندازد. یا لااقل خروج به آهسته‌گی صورت گیرد. اما وقتی که نیروهای جماهیر شوروی در افغانستان شکست خورد، میخاییل گوربچوف بدون معطلی فرمان خروج سربازان شوروی را از افغانستان صادر کرد. قبل از خروج مکمل، شوروی وقت، داکتر نجیب‌، یکی از اعضای حزب دموکراتیک پرچم افغانستان را به‌عنوان رییس دولت کابل گماشت. مسکو معتقد بود که این مرد پرنفوذ می‌تواند رهبران سرکش شورشی را آشتی دهد و میان احزاب مختلف افغانستان صلح را برقرار کند. دهلی جدید نیز از داکتر نجیب-چهرۀ ضد پاکستان- حمایت کرد.

علاوه بر این، پس از آن که نخست‌وزیر هند، راجیف گاندی و نجیب‌ یک رابطۀ شخصی مستحکمی را میان هم ساختند، با خروج نیروهای شوروی از افغانستان و حمایت مسکو از داکتر نجیب روابط هند با این کشور مستحکم‌تر از قبل شد.

با این حال نجیب‌، به‌عنوان مسسوول ادارۀ استخباراتی خاد (KHAD) و نمایندۀ شوروی وقت در افغانستان نتوانست حمایت توده‌های مردمی را جلب کند و در عدم حضور نیروهای شوروی، مقاومت در برابر مجاهدین و سرکوب شورشی‌ها نیز برایش دشوار شد. با وجود تعهدات فاحش هند با نجیب‌ و وابسته‌گی عمیق هند با شوروی وقت، هند چیزی نداشت که بتواند به وسیلۀ آن از حکومت نجیب حفاظت کند.

به این ترتیب، وقتی حکومت نجیب شکست خورد، هند دیگر هیچ دوستی در افغانستان نداشت. برعکس مجاهدین حکومت برهان‌الدین ربانی و دیگر طرف‌های جنگ به‌خاطر حمایت‌اش از شوروی سابق، به هند نگاه منفی داشتند.

روابط محکم هند با مجاهدین و ظهور طالبان

پاکستان در روی کار آمدن حکومت مجاهدین افغانستان کمک کرد و پس از اجرای نقش کلیدی وساطت در پیمان پشاور ۱۹۹۲ توانست که قدرت مطلوبی را در این کشور برای خود پیدا کند.

برای بهتر شدن وضعیت هند در افغانستان، دهلی جدید به رهبری نرسیما راوو در استراتیژی خود با افغانستان برخی تغییراتی را به‌وجود آورد و صرف نظر از روابط و عقاید این کشور با پاکستان سعی کرد تا روابط خود را با تمام احزاب مجاهدین بهبود بخشد.

این تصمیم زمانی گرفته شد که دیپلومات سابق هند، ایمکا بهادراکومار به این نتیجه رسید که هند باید روابط‌اش را با حکومت کابل بهبود بخشد، خواه افغانستان بخواهد با پاکستان یا با سازمان‌های امنیتی آن نزدیک باشد، هند باید با تمام کسانی ‌که در کابل قدرت دارند، روابط دوستانه را پایه‌گذاری کند. سیاست راوو در افغانستان بیش‌تر روی ساختن روابط میان-مردمی و پیاده‌سازی حسن‌ نیت در کشور از طریق کمک و همکاری به‌خاطر رسیدن به رفاه اقتصادی افغانستان تمرکز می‌کرد.

اگرچه ادعاهایی وجود دارد که شماری از فرمانده‌هان مجاهدین در زمان حضور شوروی روابط پنهانی با بعضی از سازمان‌های جاسوسی هند، برقرار کرده بودند. دیپلومات‌های هند تحت رهبری راوو و بوروکرات‌ها- کسانی که نجیب را پذیرفته بودند- به بازسازی روابط‌ واضح و محسوس با رهبران مجاهدین را آغاز کردند و اولین گام‌های‌شان را با تهیۀ کمک‌های دارویی و انسانی برداشتند و از همه عجیب‌تر این که رهبری مجاهدین هم با پیش‌دستی هند در بازسازی روابط مخالف نبودند.

ربانی، رییس‌جمهور موقت حکومت مجاهدین در آن زمان واضح کرد که مجاهدین افغانستان در موضوع کشمیر مداخله نخواهند کرد. او گفته بود: ما آرزو داریم که موضوع کشمیر براساس قطع‌نامۀ سازمان ملل و گفت‌وگو حل شود.

روابط خوب با هند سبب شد که رهبران مجاهدین نه تنها به عنوان منبع کمک از این کشور منفعت جویند؛ بل‌که هند توانست از وابسته‌گی‌های مجاهدین افغان به کشور پاکستان تا حدی بکاهد.

مجاهدین در سال ۱۹۹۴  مرز‌های استراتیژیک سپین بولدک را تصرف کردند و در همکاری با پاکستان، پیش‌رفت قابل ملاحظه‌ای را در مرزهای افغانستان ایجاد کردند؛ هند  در رابطه به این موضوع هیچ‌گونه واکنشی نشان نداد. هند با طالبان به‌گونۀ مستقیم رابطه نداشت و در مورد این گروه درست نمی‌فهمید. تا این‌که در سال ۱۹۹۶ نیروهای طالب به‌گونۀ غیر مترقبه در جاده‌های کابل ریختند و این موضوع هند را شوکه کرد.

اتحاد شمال و تلاش‌های هند در وفاداری به افغانستان

هند مانند تمام کشورهای مخالف طالب، گروهی که به‌عنوان یک سازمان افراطی اسلامی ضد زن فعالیت می‌کردند، بود. هند قطعه‌نامه 1076 شورای امنیت سازمان ملل را که طالبان را به‌خاطر اعمال خشونت‌آمیز، ضد بشری و نقض حقوق زنان مورد انتقاد قرار می‌داد، تایید کرد.

در آن زمان، هند تقریبن در اکثر نقاط افغانستان که تحت حاکمیت طالبان بود، هیچ قدرت و نفوذی نداشت و برای همین دهلی جدید در پی آن شد که روابط خود را با گروه‌های متحد شمال محکم کند. به همین ترتیب گزارش‌های معتبری پخش گردید که هند کمک‌های پنهانی را به گروه‌های شمال که در مقابل طالبان می‌جنگیدند، ارایه می‌کرد و پایگاه‌های هوایی هند در فرخور تاجیکستان به گروه‌های شمال کالا و اجناس انتقال می‌داد.

با این‌که هند رژیم طالبان را به رسمیت نمی‌شناخت و گروه‌های ضد طالبانی را در شمال افغانستان حمایت می‌کرد، طالبان هیچ‌گاهی بر علیه هند نه جبهۀ نظامی گرفتند و نه در بیانات‌شان علیه هند تاختند.

در سال ۱۹۹۹ زمانی‌که هواپیمای خطوط هوایی هند در کندهار از سوی طالبان گرفته شد، حکومت هند مجبور شد که سر گفت‌وگو را با طالبان باز کند. با وجود این‌که فرستاده‌های هند به سلامت از افغانستان برگشتند، پس از آزادی سه هندی که توسط تروریستان طالب دست‌گیر شده‌بودند، اتهاماتی به این گروه وارد شد که طالبان از آغاز در یک موقف سازگاری با پاکستان قرار داشتند. با آن که هند قبل از آن حادثه هیچ روابط رسمی‌یی با طالبان نداشت، طالبان از قبل روابط دو جانبه را با پاکستان محکم کرده بودند.

وضعیت همین‌طور باقی نماند و در سال ۲۰۰۱ زمانی‌ که امریکا به گروه‌ طالبان در افغانستان حمله کرد، هند یک‌بار دیگر فرصت این را به‌دست آورد که روابط ش را با افغانستان از سر بگیرد. به هر حال در تمام محاسبات جیوپولیتیک (جغرافیای سیاسی)، پاکستان به‌عنوان مهم‌ترین کشور به علت نزدیکی آن با طالبان و نفوذ قوی‌اش در میان گروه‌های جنگ‌جو شناخته شد. از سوی هم گفته می‌شود با آن‌که هند و ایالات متحد امریکا اهداف مشترک و عمده را در رابطه با دموکراسی و توسعۀ افغانستان در نظر گرفته بودند، اما برای رسیدن پاکستان به هدف‌هایش، مشارکت فعال هند در افغانستان به سکته‌گی مواجه شد.

در سال ۲۰۰۱ هند به کنفرانس بن، جایی که پیرامون نظم پس از طالبان در افغانستان بحث صورت گرفت، دعوت نشد. اگرچه در نهایت هند به عنوان یک مشاهده‌گر در این کنفرانس اشتراک کرد و در مذاکرات غیر رسمی سهم گرفت؛ اما هند باید حمایت خود را از مجاهدین شمال، چون قانونی وعبدالله به نامزد منتخب پشتون‌ها و امریکا (حامد کرزی) تغییر می‌داد.

هند با کمک‌ش در انتقال قدرت به رهبری پشتون‌ها سبب گشت که جای‌گاه خود را در میان رهبران غیر پشتون از دست بدهد، به خصوص دوستانی را که در شمال افغانستان در زمان جنگ با خود داشت.

رهبری اتحاد شمال پس از «بن» فروپاشید و هند به دنبال روابط بهتر با پشتون‌ها شد. علی‌رغم حمایت هندوستان، کرزی در ابتدای دوران حکومت‌ش چشم‌انداز مثبتی برای دخالت هند در افغانستان نداشت. علاوه بر این، همان‌طور که توسط نویسنده جیمز دابینز پیشنهاد شد، ایالات متحد علاقه‌مند بود که هند را از افغانستان دور نگه‌دارد؛ تا ترس‌های پاکستان را نادیده بگیرد. در این زمان هند با یک تصویر غم‌انگیز مواجه شد. با بازگشت طالبان، کرزی به روابط بهتر و نزدیک‌تر با هند نگاه کرد.

رهبری شمال پس از کنفرانس بن از هم پاشید و در عین زمان هند در پی آن بود که روابطش را با پشتون‌ها بهبود بخشد. برعکس حمایت هند؛ کرزی در آغاز حکومت خود، علاقۀ زیاد بر مشارکت هند در افغانستان نداشت. علاوه بر این، براساس پیش‌نهاد جیمز دابینس، امریکا سعی داشت که هند و افغانستان از هم فاصله بگیرند.

هند کاملن از سوی افغانستان ناامید شده بود؛ تا وقتی که اختلاف‌ها میان کرزی و پاکستان به میان آمد و کرزی در پی آن شد که روابطش را با هند بهتر و نزدیک‌تر سازد.

پس از آن روابط هند با افغانستان به طور چشم‌گیری تحت رهبری کرزی بهبود یافت و دهلی نو در پروژه‌های توسعه‌یی و زیربنایی در مناطق پشتون به شدت سرمایه‌گذاری کرد؛ تا از این راه اعتماد دولت افغانستان به‌خصوص رهبران پشتون را به‌دست آورد. هند در پروژه‌هایی خود بیش‌تر مناطق پشتون‌نشین را در نظر گرفت؛ تا از این راه بتواند به شکل مستقیم با مردم پشتون تماس برقرار کند. هند به خط دیورند که مناطق پشتون‌نشین را بین افغانستان و پاکستان تقسیم می‌کند، اهمیت بیش‌تری داد. هند به این باور بود که رابطه‌اش به پشتون‌های کنار مرز می‌تواند برایش خوب باشد. هم‌چنان این برای هند بسیار مهم بود که حضور قوی در مناطق پشتون‌نشین داشته باشد تا این کشور را به مناطق بلوچستان ارتباط دهد.

در سال ۲۰۱۱ افغانستان اولین توافق‌نامۀ استراتیژی مشارکتی خود را پس از آن که کرزی عین پیش‌نهاد را با پاکستان رد کرد، با کشور هند امضا کرد.

با پایان حکومت کرزی، هند عین مشکل را با جانشین او، اشرف غنی کسی که فکر می‌کرد فقط پاکستان می‌تواند طالبان را به میز مذاکره بکشاند، مواجه شد؛ اما زمانی ‌که غنی نیز پی برد پاکستان در برآورده ساختن خواسته‌های او  ناکام است، هند توانست روابط خود را یک‌بار دیگر با این کشور محکم کند.

از سال ۲۰۰۱ ، سرمایه‌گذاری هند در افغانستان به میزان قابل ملاحظه‌ی افزایش یافت. هندوستان علاوه بر سرمایه‌گذاری در پروژه‌های توسعه‌یی، آموزشی و ظرفیت‌سازی، یک راهبرد جیواستراتیژیک را با استفاده از ارتباط دادن  بندر چابهار ایران با افغانستان از طریق سرک زرنج- دلارام به وجود آورد. یک توافق‌نامۀ سه‌جانبه جهت سهولت تبادل اموال از هند به افغانستان و برعکس از طریق بندر چابهار ایران توسط هند، ایران و افغانستان امضا شد.

مشارکت هند با افغانستان در سال‌های اخیر افزایش چشم‌گیری داشته است؛ اما با دور ششم گفت‌وگوهای دوحه پیرامون توافق صلح در افغانستان و خروج نیروهای امریکایی از این کشور می‌تواند در مشارکت هند با افغانستان تغییراتی را رونما کند.

آیا گفت‌وگو با طالبان راه ممکن برای هند است؟

در سیاست تکه‌وپارچه شدۀ افغانستان، هند مشارکت خود را اکثرن روی یک یا چند جناح خاص پایه‌گذاری کرده‌است و به این ترتیب به دلیل طبیعت خیانت‌آمیز سیاست داخلی و تنش‌ها، هند بارها در خطر از دست دادن شرکای خود در این کشور قرار گرفته‌است. هر چند در حال حاضر این سناریو به‌طور قابل ملاحظه‌ای تغییر کرده‌ و هند توانسته‌است روابط محکمی با پشتون‌ها حفظ کند؛ اما با این وجود تا هنوز هم برای گفت‌وگو با طالبان به‌گونۀ رسمی آماده نیست.

در افغانستان امروز، طالبان می‌توانند، مشکل، راه‌حل و یا هر دو باشند. آن‌ها در افغانستان بازی‌گرانی استند که هند نیاز دارد با آن‌ها کنار بیاید. با روی‌کار آمدن طالبان، هند ممکن نتواند از حمایت کامل ایران و روسیه فایده بگیرد، چون هر دو کشور با طالبان روابط محدود داشته‌اند و دیگر منافع آن‌ها با هند بیش‌تر از این وفق نمی‌کند.

با حضور امریکا، افغانستان و هند می‌توانند منافع خود را از طریق یک روی‌کرد متعادل، متنوع و آشتی‌جویانه حفظ کنند. هند فرصت این را خواهد داشت که به یک توافق عام و مستحکم بین مشترکین پشتون و غیرپشتون خود از طریق روی‌کرد صلح‌جویانه در برابر طالبان قرار بگیرد.

نویسنده: اویناندن چودهری

منبع: مجلۀ دیپلمات

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن