کشته‌ شدن کودکان فاریابی؛ نتیجۀ حاتم‌بخشی غنی به طالبان

فرصت بازی‌ و لبخند، فرصت آموزش و پروش آنان بود. آنان باید در این دورۀ سنی به مکتب می‌رفتند و برای دوباره ساختن این سرزمین جنگ‌زده بیش‌تر از مایان می‌کوشیدند.  ولی بخت بد روزگار در افغانستان، حقوق کودکانه و انسانی آنان را گرفت. آنان روزی که راه رفتن و قدم زدن را یاد گرفتند، مسوولیت‌به‌دوش خانه گشتند. رسم زنده‌گی اکثریت روستانشینان افغانستان همین است؛ گرچند در افغانستان گراف فقر و کارهای شاقه در روستا و شهر چندان تفاوتی ندارد. اکثریت کودکان روستا از داشتن زنده‌گی مطلوب، محروم اند. بیش‌تر کودکان در روستاهای افغانستان مسوولیت چراندن حیوانات خانه‌گی را به دوش دارند. کودکان فاریابی نیز پگاه پنج‌شنه (نزدهم ثور) رمه‌هاشان را چراگاه می‌برند. بی آن‌که بفهمند واپسین پگاه‎‌شان است. عصر می‌شود و زمان خانه رفتن‌شان. خسته و مانده راه خانه را در پشی می‌گیرند، بی‌آن‌که بدانند هرگز به خانه نخواهند ‌رسید.

در مسیر راه صدای انفجار ماین طالبان و فریاد کودکانی که دنبال بره‌هاشان استند، بلند می‌شود. شاید در این هنگام نام مادر یا پدر را فریاد کرده باشند. معمولن کودکان هنگامی که می‌ترسند، فریادشان مادر یا پدر گفتن است. چهارتن این کودکان از نفس کشیدن باز می‌مانند و پنج تن دیگرشان به شدت زخمی می‌شوند. چشم مادر در انتظار بچه‌ها و بره‌ها می‌ماند، بره‌ها بر می‌گردند؛ اما کودکان برنمی‌گردند/ نخواهند گشت. در روستاها، هنگامی که بچه‌ها از چرا‌گاه به خانه برگرند، مادران‌شان نان و چای شیرین برای‌شان آماده می‌کنند. شاید مادران این کودکان هم نان گرم و چای شیرین آماده‌ کرده بودند.

وقت کشته ‌شدن آن‌ها نبود. هیچ کودکی تاب گرمای گور را ندارد. وقت درس خواندن این کودکان بود؛ وقت تفریح و بازی‌‍شان. طالبان بی‌رحمانه آنان را کشتند. این ۹ کودک، کودک ستم‌کشیدۀ افغانستان استند. کودک فاریاب و روستای چهار شنغو. افغانستان را حکومتی به‌نام «وحدت ملی» رهبری می‌کند. رییس‌جمهور حکومت وحدت ملی به‌جای این‌که از طالب انتقام کودکان کشته شدۀ فاریاب را بگیرد؛ به آنان چک سفید پیش می‌کشد. ۱۷۵ طالب- قاتل چوپان‌بچه‌های فاریاب- را آزاد می‌کند. این است حقیقت وجدان کریه سیاست‌مداران ما.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن