غنی از کودتای جرگه می‌ترسید

ضمیر محب

غنی از کودتای جرگه به رهبری شماری از سیاسیون بیش‌تر می‌ترسید تا کودتای ادارۀ موقت. او در افتتاح جرگه رقبای سیاسی خود را متهم به کودتا علیه حکومت کرد. در سخن‌رانی خود در افتتاح جرگه گفت: آن‌هایی که با پخش ابهام و شک و بدگمانی در پی تضعیف وثیقۀ ملی یعنی قانون اساسی استند، نزدیک به فکر کودتاچیان اند؛ اما با رفتار نرم. آن‌ها نمی‌دانند کودتا چه قیمت بزرگی را به ملت به بار آورده و من از این تریبون به آن‌ها می‌گویم عصر کودتا پایان یافته است. به کارگیری کلمۀ کودتا از سوی رییس‌جمهور نمی‌تواند تصادفی و اتفاقی باشد. او آگاهانه این کلمه را استفاده کرد. خبر کودتا خون جاری در رگ‎‌های رییس‌جمهور را می‌چوشید. رییس‌جمهور غنی با آن‌که ابتکار برگزاری جرگۀ مشورتی صلح را به دوش کشید؛ ولی  با نزدیک شدن زمان برگزاری آن به شدت نگران کرسی ریاست جمهوری خود شده بود.

او از کودتایی می‌ترسید که خودش زمینۀ آن را فراهم کرده بود. از کودتای جرگه. در جریان برگزای جرگه آوازه بود که حامد کرزی تلاش می‌کند، جهت جرگه را به نفع خودش منحرف کند. غنی هم به شدت ترسیده بود که مبادا در دقیقۀ نود اعضای جرگه به رهبری حامد کرزی علیه وی به پاخیزند. برای همین، رییس‌جمهور غنی از سیاف کمک خواست و مسوولیت جرگه مشورتی صلح را به او سپرد. اما با آمدن سیاف در جرگه نه تنها این که نگرانی غنی کم نشد؛ بل هراسش‌اش دو چندان شد. وقتی شیخ‌الحدیث در جرگه و در برابر ملت مسلمان افغانستان سخن‌رانی کرد، غنی به اجرا درآمدن سناریویی را که قبلن ازش هراسیده بود، در برابر خود به صورت مجازی آن مشاهده کرد. این‌بار از سیاف ترسید که مبادا جرگه را سوی خودش جهت دهد و نقش ناتمام کرزی را اجرا کند. پس از آن که جرگه تمام شد؛ هشت صبح گزارشی نشر کرد با منبع ارگ که در آن منظور غنی از کودتا، چند مسأله گفته شده است.

در این گزارش به نقل از یک مقام ارشد کابینه آمده است: مقصود رییس‌جمهور از ذکر کودتا، چند مسأله بود. او آنانی را که تلاش می‌کنند حکومت موقت ایجاد شود، کودتاچی می‌خواند؛ زیرا به نظر رییس‌جمهور غنی هر حالت دیگری به جز انتخابات، کودتاست. به نظامیان تا هنوز بی‌اعتماد نیست. نگرانی اصلی او این است که ایجاد حکومت موقت، مساوی به کودتاست…» اما هراس غنی بیش‌تر از کودتای جرگه بود تا کودتای ادارۀ موقت. از کودتای کرزی و کودتای سیاف. و این طرف کرزی، سیاف و شماری از رهبران دیگر نیز مایل به کودتا بودند/ استند. تا جایی سیاف مانع کودتا به رهبری کرزی شد. مطمینم ذهن‌تان می‌پرسد که خب چه چیزی مانع کودتای سیاف شد؟ آمدن شیخ‌الحدیث به جرگه و بریدن از برادران سیاسی‌ و پیوستن به تیم غنی نیز به هیچ عنوانی نمی‌تواند اتفاقی باشد. او با معامله‌ای وارد این بازی شد. یک منبع معتبر گفت که در بدل آمدن سیاف به جرگه، به او کرسی پارلمان و وزارت فرهنگ وعده شده است. کرسی ریاست پارلمان به حبیب‌الرحمان سیاف، پسر سیاف وعده شده است. از آن‌جایی که سیاف زمانی دعوای رهبری داشت، در این معامله نیز به تنها به ریاست پارلمان قناعت نکرده و  وعدۀ سپردن کرسی وزارت فرهنگ را نیز از غنی  گرفته است. از سندی که میان غنی و شیخ‌الحدیث امضا شده و از میان وعده‌های قطعی که به او شده اطلاعت همین دو مورد (کرسی پارلمان و وزارت فرهنگ) به دست نگارنده این یادداشت رسیده است و بس.

کرسی ریاست پارلمان، وزارت فرهنگ و معامله‌های دیگر مانع کودتای سیاف شد. ترس از ادارۀ موقت هم بی‌جا نیست؛ ولی در این زمان، غنی به شدت از کودتای غیر ادارۀ موقت می‌ترسید. یعنی کودتا جرگه به رهبری سیاسیون.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن