وقتی دربارۀ حل یک مشکل می‌حرفیم، به غول بزرگ فساد می‌رسیم

عباس رضایی

چهار تروریست به ساختمان هژده طبقه وزارت مخابرات و تکنالوژی افغانستان حمله کردند. این حمله پس از ساعت‎ها درگیری بلاخره در اواخر روز به پایان رسید. وزارت مخابرات افغانستان در مرکز شهر کابل و در نزدیکی وزارت‌های اطلاعات و فرهنگ و وزارت معارف قرار دارد. هم‌چنین ارگ ریاست جمهوری که مرکز حکومت‌داری افغانستان است، در فاصله‌ای کم‌تر از چند صد متری این ساختمان قرار دارد. هر کس به آن منطقه از شهر کابل رفت و آمد کرده باشد، می‌داند که از هر طرف برای رسیدن به این منطقه باید حداقل از دو ایست بازرسی بگذرد. این مسأله باعث شد تا بسیاری از آگاهان سیاسی و امنیتی این پرسش را مطرح کنند که چه‌طور با وجود این همه دقت و هزینه‌های ناشی از ایجاد ایست‌های بررسی، تروریست‌ها به یکی از حساس‌ترین مناطق دولتی کابل راه پیدا کنند. نیروهای امنیتی در کابل به شکل محسوس در همه جا حضور دارند. حضوری که در سال‌های آخر حکومت اشرف غنی نه تنها از تشدید ناامنی‌ها جلوگیری نکرده است، بلکه امید مردم را نسبت به اراده و خواست این نیروها برای دفاع از امنیت شهروندان کابلی کاهش داده است.

کابل هم اکنون به علت ضعف دولت در تأمین راه‌های مواصلاتی مانند جزیره‌ای است دور افتاده از دیگر نقاط افغانستان است. همین مسأله باعث می‌شود تا مردم از دولت انتظار داشته باشند که در تأمین امنیت این شهر با جدیت و قدرت عمل کند. اما بر خلاف این انتظار، فساد دولت در بخش امنیتی روز به روز باعث بیش‌تر شدن شکاف‌ها و ضعف‌های امنیتی شده است. تنها کار صورت گرفته در سال‌های اخیر، افزودن بر موانع کانکریتی و از استفاده خارج کردن دست‌رسی مردم به خدمات شهری بوده است. هر کسی که از ایست‌های پولیس در کابل گذشته باشد از عدم کارایی آن‌ها مطمئن می‌شود. بررسی مظنونین معمولن توسط یک سرباز در تمام ساعات روز انجام می‌شود. ضمن آن‌که این بررسی بصری به هیچ عنوان شیوه‌ای درست برای کشف تهدیدات امنیتی نیست، در عین حال این ایست‌های بازرسی به هیچ عنوان پوشش کامل جغرافیایی فراهم نمی‌کنند و کوچه‌ها و مسیرهای زیادی از کنترل دور هستند.

اگرچه حضورنیروهای امنیتی در سطح شهر می‌تواند توجیهاتی برای مسوولین امنیتی شهر فراهم کند، اما برای داشتن امنیت دائمی و مؤثر نیاز است تا روش‌های نوین امنیت شهری به کار گرفته شود. هرگاه که می‌خواهیم دربارۀ راه‌های حل یک مشکل در افغانستان سخن بگوییم، به غول بزرگ فساد می‌رسیم. با بالا رفتن سطح دانش و تکنالوژی ردگیری و کنترول مبتنی بر هوش مصنوعی، می‌شود به سمت امنیت کامل حرکت کنیم. در این راه پیاده‌سازی سیستم‌های کمپیوتری در نهادهای ترافیکی کشور اولین قدم می‌باشد. در این قدم حکومت با یک‌سان‌سازی اسناد و پلیت‌ موترها می‌تواند استفاده از انواع وسایط نقلیه را مسوولانه کند. در کنار آن، با یک سیستم جامع ترکینگ پلیت‌ها، زمان بین سرقت و شناسایی عراده را به حداقل برساند. کنترول کردن موترها در شهری مانند کابل با تکنالوژی‌های امروزی بسیار کم هزینه‌تر و دقیق‌تر از سیستم ایست بازرسی به وسیله عامل انسانی‌ است. این ردگیری به نهادهای امنیتی اجازه می‌دهد تا به ساده‌گی از رفت و آمدهای مشکوک از خارج به داخل شهر یا در داخل شهر آگاه و مطلع شوند که متاسفانه دولت در سال‌های اخیر هیچ تدبیر و پلان و پروژه‌ای در این راستا اجرا نکرده است.

مسأله دیگری که سرانجام دامن خود وزارت مخابرات را گرفت؛ مشکل سیم‌کارت‌های بی‌هویتی‌ست که بهترین بستر را برای هم‌آهنگی‌ها ضدامنیتی تروریست‌ها آماده کرده است. تروریست‌ها بدون خطر پی‌گیری به ساده‌گی هم‌آهنگی‌های لازم را برای انجام فعالیت های‌شان انجام می‌دهند. در حالی که اگر سیستم روشن و فعالی برای ردگیری فعالیت‌های مجرمان در شبکه مخابراتی وجود داشته باشد تا حد زیادی می‌توان از خطرهای موجود در شهر آگاهی پیدا کرد.

نکته دیگری که در حمله اخیر به ساختمان وزارت مخابرات قابل توجه است، عدم تدبیر برای ایجاد گریزگاه‌های اضطراری است. این ساختمان‌های قدیمی نه فقط در برابر حملات تروریستی، بلکه در مواجه با اتفاقاتی مانند آتش‌سوزی نیز بسیار آسیب‌پذیر هستند. آن‌چه در مدیریت شهری و دولتی در کابل مشاهده می‌شود و هرازگاهی باعث از دست‌رفتن سرمایه زنده‌گی ساکنان این شهر می‌شود، همانا بی‌تدبیری، بی‌مسوولیتی و نداشتن چشم‌انداز علمی و مدرن می‌باشد. کابل بیش‌تر از آن‌که محلی برای امنیت و زنده‌گی مردم باشد به راه‌های بسته و کوچه‌های اختصاصی زورمندان و بی‌انصافان تبدیل شده است. کسانی که هیچ‌گاه قصد ماندن در این شهر را ندارند و مدیریت‌شان نیز بر همین استراتژی استوار شده است. حمله به وزارت مخابرات و حملات دیگری که در این چند سال اتفاق افتاد، ثابت می‌کند که حکومت برای ایجاد کنترول‌های ذاتی مانند احصاء نفوس، احصاء وسایط نقلیه، ایجاد امنیت مبتنی بر تکنالوژی و توسعه شهری هیچ اراده  و تصمیمی ندارد. روندی که از فساد و عدم تعقل نتیجه می‌شود و منابع کشور در  تمام سال‌ها صرف خرید موترهایی می‌شود که راه ندارند.

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن