آیا ما به گذشته برگشته‌ایم؟

امروز صبح از خیابان ده‌افغانان که می‌گذشتم، یک‌باره متوجه شدم که چقدر حضور زنان کم است. شاید یک نفر از هر پنجاه نفر. این حضور کم‌رنگ نشانه‌ی چه می‌تواند باشد؟ آیا زنان بار دیگر به محاق و انزوا رانده خواهند شد. از ده افغانان گذشتم، به یک مارکت کفش فروشی وارد شدم. دو مرد دکاندار با هم از کار کردن زنان سخن می‌گفتند. یکی‌شان از پیش‌شرط خودش با همسرش می‌گفت. او می‌گفت: همسرش که پرستار است، نباید شب بیرون از خانه کار کند. آیا ما به گذشته برگشته‌ایم؟ به شهرهایی مانند هرات و قندهار و مزار که کلان‌شهرهای افغانستان است، اگر بروید می‎بینید همین حداقل سهم از به رسمیت شناخته شدن حضور زنان در جامعه که در کابل است هم وجود ندارد.

واقعیت ارتجاعی و سنتی جامعه با کنار رفتن کشورهای خارجی از افغانستان، دوباره سر برآورده اند. دوباره می‌توان دید که چه‌گونه زنان از ادارات دولتی نه با دستورها و فرامین دولتی،‌ بلکه با فشار هم‌کاران‌شان از حلقه خارج می‌شوند. در فعالیت‌های اجتماعی به حاشیه رانده می‌شوند. در سیاست نیز حضورشان کم‌رنگ و سمبولیک می‌شود. همین چندی پیش بود که دولت و شهرداری کابل با چه هیاهویی خبر از انتصاب دوازده زن فرهیخته در پست معاونیت شهرداری‌ها خبر داد و امروز متاسفانه شنیده می‌شود که قرار است این انتصابات ملغی شود.

جامعه مردسالار افغانستان مشکلات جدی و موضع غیرقابل تغییری درباره زنان دارند. علی‌رغم همه هیاهوهای دولت‌های پس از طالبان مشاهده می‌کنیم که امروز وضعیت آزادی پوشش در افغانستان بسیار سخت‌تر و محدودکننده‌تری از کشورهای بنیادگرای اسلامی مانند ایران و عربستان دارد. باری، دختری دوچرخه‌سوار از خاطرات و دشواری‌های دوچرخه‌رانی در کابل می‌گفت. می‌گفت که چه‌گونه بارها راننده‌گان مرد سعی کرده اند او را با موتر از بین ببرند. در پس این گفته، فاجعه‌ای پنهان است. فاجعه‌ای که در وضعیت جامعه ما جریان دارد. فکرهایی این‌چنین هستند که به خود اجازه می‌دهند در راه اعتقادات‌شان به هر کار خلاف و غیراخلاقی دست بزنند. هر روز که از کنار مسجد شاه دو شمشیره می‌گذرم صحنه کشتن فرخنده را دوباره می‌بینم. همان آدم‌هایی که او را کشتند، هنوز در خیابان‌ها راه می‌روند. این یعنی بسته شدن روزنۀ امید به روزگار بهتر در افغانستان. حضور زنان در جامعه نشانه‌ای جدی از وضعیت میل به رشد و توسعه کشور است. واقعیت کم‌رنگ شدن حضور زنان در جامعه افغانستان، این روزها علامت‌های منفی از آینده به من می‌دهد. آینده‌ای که بارها و بارها در گذشته آن را تجربه کرده‌ایم. آینده‌ای تحجرزده، دور از عقلانیت و انباشته شده از ستم و نامردی.

عبدالله نجاتی

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن