وولف و چخوف در ضیافت لیلا سلیمانی

لیلا سلیمانی در سال ۱۹۸۱ میلادی در شهر ربات کشور ماراکو به‎دنیا آمد. او علوم سیاسی و مطالعات رسانه‌یی را در یکی از دانشگاه‌های پاریس به پایان رساند. پس از آن فعالیتش را به‌عنوان ممثل و خبرنگار در یکی از مجله‌های فرانسه آغاز کرد و در سال ۲۰۱۴ میلادی نخستین رمانش را به نشر رساند.

 در سال ۲۰۱۶، دومین رمان او« لالایی» برنده جایزۀ ادبی گنکور کشور فرانسه شد. این رمان در ردۀ پرفروش‌ترین کتاب‌های فرانسه با فروش ۴۵۰۰۰۰ هزار نخسه در جای‌گاه عالی قرار گرفت.

 لیلا سلیمانی به‌عنوان نمایندۀ خاص رییس جمهور فرانسه برای ترویج و فرهنگ زبان فرانسه وظیفه انجام می‌کند. تازه‌ترین رمان او «ادیل» در اواخر سال ۲۰۱۸ میلادی به چاپ رسید. او با همسر و دو فرزندش در شهر پاریس زنده‌گی می‌کند.

رمان «لالایی»

نخستین سطر رمان «لالایی» این‌چنین شروع می‌شود: طفلک مرده است. مردنش چند ثانیه‌ای را در بر گرفت.

چاپ رمان «لالایی» سر و صداهایی را در کشور فرانسه به راه انداخت. لیلا سلیمانی در این رمان به عواطف مادرانه، تقسیمات طبقاتی و قدرت پرداخته است.

«مریم که یک حقوق‌دان فرانسوی-ماراکویی است، با شوهرش ( پال) که تهیه‌کنندۀ موزیک است؛ زنده‌گی آرامی را تجربه می‌کنند. آن‌ها وظایف خوب، خانۀ خوب و دو فرزند زیبا دارند. زمانی که مریم تصمیم می‌گیرد پس از به دنیا آوردن فرزندانش به کار کردن ادامه دهد، او و شوهرش بر آن می‌شوند تا زنی را برای نگه‌داری فرزندان‌شان استخدام کنند. این زن به تمام حرف‌های مریم و شوهرش گوش می‌دهد و تابع امر آن دو است. مریم و شوهرش فکر می‌کنند که بهترین زن را برای نگه‌داری و مواظبت از فرازندانش به وظیفه گرفته‌اند؛ اما به همان اندازه که مریم و شوهرش وابسته هم‌دیگر می‌شوند، شک و تردید‌ها در رابطۀ آنان هر روز بیش‌تر می‌شود. این شک و تردید در زمان خیلی کوتاه روی شخصیت آنان تاثیر منفی می‌گذارد و مریم و پال از هم فاصله می‌گیرند»

لالایی، نوشتۀ لیلا سلیمانی

رمان «ادِل»

رمان «ادل» که در ماه‌های آخر سال ۲۰۱۸ به چاپ رسید، در ردیف ده رمان برتر سال قرار گرفت.

ادِل که یک خبرنگار مورد احترام مردم است؛ ظاهرن زنده‌گی خوش و آرامی دارد. او با شوهر و پسر جوان‌شان در یکی از آپارتمان‌های خوب پاریس زنده‌گی می‌کنند، اما با وجود داشتن این همه، ادِل خسته به نظر می‌رسد. او در ته ذهن خود به یک هم‌خوابه‌گی تمام نشدنی نیاز دارد. او برای برآورده ساختن غریضه‌های جنسی و آرزوهایش به رابطه‌های بیرونی دل می‌بندد. ادِل هر شب ناوقت به خانه می‌آید و این‌که در بیرون از خانه چه خطای کرده است را از شوهرش پنهان می‌کند و تا زمانی که دوباره خیالاتی می‌شود و قصد بیرون زدن از خانه را می‌کند، به کارهایش در خانه ادامه می‌دهد.

رمان «ادِل» یکی از رمان‌های اروتیک و دوست‌داشتنی است که توسط لیلا سلیمانی نوشته شده است. داستان ادِل مخاطبانش را وابسته می‌کند تا مجبور شوند کلیت داستان را بخوانند. در این رمان جنسیت، اعتیاد و آرزوی یک زن برای داشتن رابطه‌های متعدد خیلی برجسته به تصویر کشیده شده‌است.

گفت‌وگوی لیلا سلیمانی با روزنامۀ نیویورک تایمز

کدام کتاب‌ها را شبانه می‌خوانی؟

مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه «آنتوان چخوف» و موپسان، نویسنده «یادداشت‌های ژولز رنارد»  را می‌خوانم. این کتاب‌ها هنوز هم مرا تحت تاثیر قرار می‌دهند.

آخرین کتابی که خواندی چه بود؟

کتابی بود از نویسندۀ فرانسوی به‌نام «زیرویا شلیو». از کارهای این نویسنده خیلی خوشم می‌آید، او یک نویسندۀ فوق‌العاده‌ست.

اگر یکی از کتاب‌های کلاسیک را انتخاب کنی و بخوانی، چه را دوباره خواهید خواند؟

بهترین رمان کلاسیک دل‌خواه من «آنا کارنینا» است، اما از « مادام بواری» هم خوشم می‌آید.

شما به‌عنوان نمایندۀ خاص رییس جمهور مکرون برای ترویج زبان و فرهنگ فرانسه‌یی، چه کتاب‌هایی را برای خواننده‌گان امریکایی پیش‌نهاد می‌کنید تا بخوانند؟

 قطعن مجموعه کارهای «ماریز کنده» و«آلیان مبنکو» را برای خواننده‌گان رمان‌های خوب پیش‌نهاد می‌کنم.

از جمع نوشته‌های رمان‌نویسان، نمایشنامه‌نویسان، منتقدین، خبرنگاران و شاعران جهان، کدام‌ها را بیش‌تر می‌پسندید؟

سوتلانا الکسیویچ، تونی موریسن، لیودمیلا اولیتسکایا، علاء‌الاسوانی، مایرس کوندی، پتریک مودیانو و لورا کسیشک را می‌پسندم.

در مورد کتاب‌تان به نظریات کی‌ها بیش‌تر اعتماد دارید؟

شاید به نظریات ناشرم بیش‌تر از همه اعتماد داشته باشم.

چه زمانی بیش‌تر کتاب می‌خوانید؟

من همیشه کتاب می‌خوانم.

چه چیزی در کار ادبی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

چیزی که بیش‌تر در مورد ادبیات دوست دارم این است که یک نویسنده توانسته باشد نظریه‌های جهان‌شمول را با شیوه و بیان خاص خودش در کتاب بیان کند.

در کدام ژانر ادبی کتاب می‌خوانید و از خواندن کدام ژانرها خودداری می‌کنید؟

من با همه کتاب‌ها راحت هستم، اما باید بگویم که از کتاب‎‌های خیالی و علمی-تخیلی چندان خوشم نمی‌آید.

چه کتابی را از کدام نویسنده دوست داشتید خودتان بنویسید؟

موی طلایی، نوشتۀ جویس کارول اوتس.

کتاب‌های‌تان را چه‌گونه ترتیب می‌کنید؟

خدای من! من هرگز کتاب‌هایم را ترتیب نمی‌کنم. دوست دارم همان‌گونه که پرانکنده هر طرف افتاده‌اند، باشند. برای من زمان زیادی نیاز است تا کتابی را که می‌خواهم، پیدا کنم، اما ناگهان کتابی در دستم می‌آید که هرگز در موردش فکر هم نمی‌کردم.

چه کتابی را به یکی از اعضای فامیل خود پیش‌نهاد کرده‌اید تا بخوانند؟

کتاب «رفتار کودکان»، نوشتۀ [ایان مک ایون] را پیش‌نهاد کردم تا بخوانند.

از کتاب‌های که هیجان دارند؟

رمان «دنیای روبوت‌ها»، نوشته ایزاک آسموف.

قهرمان‌ و ضد قهرمان‌تان از جمع کتاب‌هایی که خوانده‌اید، کیست؟

قهرمانان دل‌خواه من: آناکارنینا، اما بواری، ترسه دسکوور هستند و ضد قهرمانان مورد پسند من «ووترین» در رمان‌های بالزاک و «ژویرت» در رمان «بی‌نوایان» است.

کدام کتاب‌ها کودکی را با شما همراهی کرده‌است؟

در کودکی‌ام خیلی بی‌حوصله و بی‌قرار بودم. می‌خواستم هر نوع کتاب را بخوانم. ژول ورن یکی از الهام‌بخش‌ترین نویسنده‌گان من بود، اما جک لندن مرا نویسنده ساخت. مارتین ایدین نیز یکی دیگر از تکانه‌های بود که مرا به نوشتن فراخواند.

اگر از رییس‌جمهور امریکا و فرانسه بخواهید تا یک کتاب بخوانند، چه کتابی را برای‌شان پیش‌نهاد می‌کنید؟

برای هر دوی‌شان [افکار] نوشتۀ پاسکال و یا هم گزیده‌ای از نوشتۀ میشل دو مونتنی را پیش‌نهاد می‌کنم.

اگر یک ضیافت شبانه داشتید، کدام یک از نویسنده‌گانی که حالا نیستند را دعوت می‌کردید؟

چخوف، فلیپ راث و ویرجینیا وولف.

از جمع کتاب‌های ناامیدکننده و یا بد، چه کتاب‌های را خواندید، آیا اخرین کتابی که قصد خواندنش را کردید اما بدون این‌که تمامش کنید سرجایش گذاشتید، به‌خاطر دارید؟

مردانِ کم‌ظرفیت، نوشتۀ رابرت موسیل از همان جمع کتاب‌هاست. من خوب می‌دانم که این کتاب یک شهکار ادبی‌ست اما برای من خواندنش خیلی خسته‌کننده تمام شد. آخرین کتابی را که ناتمام گذاشتم «آتش و خشم»، نوشتۀ مایکل وولف است. این کتاب خیلی جذاب اما ناامیدکننده بود.

از کدام نویسنده می‌خواهید تا زنده‌گی‌نامه تان را بنویسد؟

برای این کار تنها به خودم می‌توانم اعتماد کنم.

چه کتابی را تحت نظر دارید تا بخوانید؟

قرار است «داستان‌های شگفت‌انگیز» نوشتۀ ادگار الن پو را دوباره بخوانم. این کتاب یکی از کتاب‌های الهام‌بخش برای رمان تازه‌ام که قرار است بنویسم، است.

منابع: نیوورک تایمز، گاردین و پنگوین رندم هوس

مترجم: فرامین میکاییل

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته های مشابه

بستن